این وب سایت دارای مطالبی در مورد دخانیات و ادوات وابسته می باشد و طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران بازدیدکننده باید بالای 18 سال باشند

قهوه رو میریزم

این مورد را ارزیابی کنید
(5 رای‌ها)

قهوه رو ميريزم، لای در حياط رو باز ميكنم، قهوه توی دستام گرم و خوشبو جا خوش كرده، زنگ خونه به صدا در مياد، قهوه رو ميذارم رو ميز و ميرم سراغ آيفون.
من:بله؟
پستچی: بسته دارين..
ميرم بالا..برميگردم...
لباس ميپوشم كه برم ورزش. ساك، كتونی، حوله، شلوارك چيزی جا نمونده؟!تو آشپزخونه دور ميزنم. ميرم تو اتاق وسايلمو برميدارم.
زنگ تلفن:...
من: بله..سلا..حتما..ميبينمتون..بله..قربونتون..
ميام بيرون..كليد خونه روميز!
قهوه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
يخ كرده، بوش كمتر شده؛ انگار ازينكه اون قهوه ی ناب قبل نيست حال خوبی نداره. همون قهوه ی چند دقيقه پيش برای اينكه فراموش شده و بهش اهميت ندادن خوشحال نيست!!
دستمو دورش حلقه ميكنم و ازش بابت يادم رفته های چند دقيقه قبل عذر ميخوام ولی اون ديگه هيچوقت داغ نميشه اون ديگه هيچوقت اون قهوه ی ناب نميشه.
سرميكشمش!
اينجا هم اشتباه ميكنم، بايد مزه مزه ميكردم، تا بهش بفهمونم كه همونقدر خوشمزس!
حالا ديگه نيست، تموم شده و من تعريفش ميكنم.
زندگی همينقدر نزديكه كه تا از دست بره! بايد قدر دونست..
گاهی فقط اونه كه مهمه نه بسته مهمه نه هيچ تلفنی از هيچ جا!
بايد قهوه رو داغ داغ مزه كرد و از بوش لذت برد .


firsttfeeling@
coffeeir@
pipeclubiran@

خواندن 2612 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « تو باشی، پیپ من باشه چشمان بلوطی ات »